عشقت جنونآور شده، دل را تو باری شاد کن
این کلبهی ویرانه را، با یک نظر آباد کن
بینی تو حال زار من؟ غمناک تعبیر من است
بستان تو جان خستهام، یا از قفس آزاد کن
اندوه دنیا بر دلم، سنگین و جانفرسا شده
با گوشه چشمی ای صنم افسردهای را شاد کن
حال خرابم کن نظر ای باعث شور و غزل
این جسم بی تو مرده را حتی به خوابی یاد کن
غرقم به دریای غمت، ای ساحل زیبای من
پایان ده اندوه مرا، حال خوشی ایجاد کن
تو از نظر پنهان شده، من در غمت نالان شده
بازآ بتا و چارهای بر عشق مادرزاد کن
محبوب زیباروی ما با یک گذر بر کوی ما
شیرینتر از شیرین شو و، عاشقتر از فرهاد کن
حامد خانلو
۲۹ دی ۱۴۰۴