عشق خدا به دریا میماند. هر انسانی به قدر ذاتش از آن آب برمیدارد. اینکه هر کسی چقدر آب برمیدارد به گنجایش ظرفش بستگی دارد. یکی ظرفش خمره است، یکی دلو، یکی کوزه، دیگری پیاله.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
عشق خدا به دریا میماند. هر انسانی به قدر ذاتش از آن آب برمیدارد. اینکه هر کسی چقدر آب برمیدارد به گنجایش ظرفش بستگی دارد. یکی ظرفش خمره است، یکی دلو، یکی کوزه، دیگری پیاله.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
اگر فقط خوشیها را و راحتیها را جمع کنیم و دشواریها را رها کنیم، میتوان این را «عشق» نامید؟ دوست داشتنِ زیبا و پس زدنِ زشت آسانترین کار است. مهم این است که بتوانی هم خوب را دوست داشته باشی هم بد را؛ بدون اینکه بینشان فرق بگذاری. مگر شکر کردن به خاطر چیزهای نیکو کاری دارد؟ این را سگهای بلخ هم بلدند. اگر استخوانشان بدهی خوشحال میشوند و به نشانه شکر دمشان را تکان میدهند. بدون شک انسان بیشتر از این از دستش بر میآید. گذر به فراسوی نیک و بد ممکن است!
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
زندگی اسباببازی پر زرق و برقی است که به امانت به ما سپردهاند. بعضیها اسباببازی را آنقدر جدی میگیرند که به خاطرش میگریند و پریشان میشوند. بعضیها هم همین که اسباببازی را به دست میگیرند کمی با آن بازی میکنند و بعد میشکنندش و میاندازندش دور. یا زیاده بهایش میدهیم، یا بهایش را نمیدانیم.
از زیادهروی بپرهیز. صوفی نه افراط میکند و نه تفریط. صوفی همیشه میانه را برمیگزیند.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
شمس تبریزی دنیا را به دیگی بزرگ تشبیه میکرد. دیگی که آشی مهم (انسانیت) در آن میپزد. اعمالمان، احساساتمان، حرفهایمان، حتی فکرهایمان را توی این دیگ میریزند. برای همین باید از خود بپرسیم چه چیزی به این آشِ در هم جوشِ جهانی اضافه کردهایم. دلخوری، عصبانیت، خونخواهی و خشونت؟ یا عشق، ایمان و هماهنگی؟
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
عاشق حقیقی خدا وارد میخانه که بشود، آنجا برایش نمازخانه میشود. اما آدم دائمالخمر وارد نمازخانه هم که بشود، آنجا برایش میخانه میشود. در این دنیا هر کاری که بکنیم، مهم نیّتمان است، نه صورتمان.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
به هر کدام ما صفاتی جداگانه عطا شده است. اگر خدا میخواست همه عینا مثل هم باشند، بدون شک همه را مثل هم میآفرید. محترم نشمردن اختلافها و تحمیل عقاید صحیح خود به دیگران بیاحترامی است نسبت به نظام مقدس خدا.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
عاقبتمان را ما نمیدانیم. اندیشیدن به پایانِ راه کاری بیهوده است. وظیفه تو فقط اندیشیدن به نخستین گامی است که برمیداری. ادامهاش خودبهخود میآید.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
گذشته گرداب است. بی سر و صدا آدم را به درون خودش میکشد. حال آنکه تنها چیزی که تو لازم داری زمان حال است. اصل آن است که حقیقتِ حال را دریابی.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
اگر چشمانتظار احترام و توجه و محبت دیگرانی، ابتدا اینها را به خودت بدهکاری. کسی که خودش را دوست نداشته باشد ممکن نیست دیگران دوستش داشته باشند. خودت را که دوست داشته باشی، اگر دنیا پر از خار هم بشود، نومید نشو، چون به زودی خارها گل میشود.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی
در مورد چیزهایی که نمیخواهی بدانی، هرقدر کمتر بدانی، همانقدر کمتر دلت به درد میآید، همانقدر کمتر عذاب میکشی. اینطوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آنقدرها هم بد نیست.
کتاب: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک
ترجمه: ارسلان فصیحی