کنترل

آن‌ها متولد می‌شدند، در جوی‌های آب رشد می‌کردند، در سن دوازده‌سالگی به کارگری مشغول می‌شدند، دوره‌ی کوتاه شکوفایی نیازهای جنسی و زیبایی‌هایشان را سپری می‌کردند، در سن بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند، در سن سی‌سالگی به میان‌سالی می‌رسیدند و حداکثر در سن شصت‌سالگی می‌مردند. کار سنگین فیزیکی، مراقبت از خانه و فرزندان، دعواهای کوچک با همسایه‌ها، فیلم، فوتبال، نوشیدنی و از همه مهم‌تر قمار که نهایت آمال و آروزهایشان بود زندگی‌شان را پر می‌کرد. کنترل آن‌ها سخت نبود.

کتاب: ۱۹۸۴
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: صدیقه عیوضی​​​

اندیشیدن

در جامعه‌ای که همه افراد ساعات کوتاهی کار می‌کردند، غذای کافی داشتند، در خانه‌ای که حمام و یخچال وجود داشت زندگی می‌کردند و صاحب ماشین یا هواپیمای شخصی می‌شدند، بارزترین و مهمترین شکل نابرابری از بین می‌رفت. اگر ثروت مال همه می‌شد دیگر مایه برتری از بین می‌رفت. می‌شد تصور نمود در حالی که همه از نظر ثروت و آسایش با هم برابرند قدرت در دست طبقه ممتاز جامعه قرار گیرد. ولی در عمل چنین حکومتی پایدار نمی‌ماند زیرا اگر همه جامعه به نسبت مساوی از امنیت و آسایش برخوردار می‌گردیدند، گروه کثیری از مردم که بر اثر فقر استثمار شده بودند باسواد می‌شدند و اندیشیدن را یاد می‌گرفتند. دیر یا زود متوجه می‌شدند که اقلیت حاکم نقشی ندارند و آنها را از سر راهشان برمی‌داشتند.

کتاب: ۱۹۸۴
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: صدیقه عیوضی​​​

مغز جدید

قدرت عبارت از رنج دادن و تحقیر کردن است. قدرت عبارت از آن است که بتوان مغز بشر را خرد کرد و دوباره برطبق میل و برحسب مقتضیات، آن تکه خرده‌ها را کنار هم قرارداد و مغز جدیدی به‌وجود آورد.

کتاب: ۱۹۸۴
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: صدیقه عیوضی​​​

قدرت

ما می‌دانیم که هیچ‌کس قدرت را به‌خاطر اینکه آن‌را از میان ببرد در دست نمی‌گیرد. قدرت وسیله نیست بلکه هدف است. انسان یک دیکتاتوری ایجاد نمی‌کند که انقلاب را حفظ کند. بلکه انقلاب برپا می‌کند که دیکتاتوری را به‌وجود بیاورد.

کتاب: ۱۹۸۴
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: صدیقه عیوضی​​

مبارزه

در دقایق بحرانی انسان هرگز با دشمن خارجی مبارزه نمی‌کند، بلکه علیه بدن و جسم خود در مبارزه است.

کتاب: ۱۹۸۴
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: صدیقه عیوضی​​

مجتمع پیروزی

آپارتمان‌های مجتمع پیروزی قدیمی بودند که در سال ۱۹۳۰ یا در همان حدود ساخته شده و در حال خراب شدن بودند. گچ دیوارها و سقف‌ها، دائماً ور می‌آمد. لوله‌ها در یخبندان‌های سخت، می‌ترکیدند. هر وقت برف می‌آمد سقف چکه می‌کرد. دستگاه‌های حرارتی، در صورتی که به دلایل اقتصادی کاملا بسته نبودند، معمولاً نصفه و نیمه باز بودند. تعمیرات، جز آنهایی که خودت می‌توانستی انجام بدهی، باید به تصویب کمیته‌هایی می‌رسید که امکان داشت حتی تعمیر شیشه پنجره‌ای را دو سال طول بدهند.

کتاب: ۱۹۸۴
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: صدیقه عیوضی​

قوانین هفتگانه

قوانین هفت‌گانه: ۱- هر موجودی که دو پا دارد دشمن است. ۲- هر موجودی که چهارپاست یا بال دارد دوست است. ۳- هیچ حیوانی نباید لباس بپوشد. ۴- هیچ حیوانی نباید در تخت بخوابد. ۵- هیچ حیوانی نباید الکل بنوشد. ۶- هیچ حیوانی نباید حیوان دیگری را بکشد. ۷- همه حیوانات با هم برابر هستند.

کتاب: قلعه حیوانات
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: زهره شیشه‌چی​​​​

تبعیض

اگر شعار عدالت‌خواهی و عدالت‌طلبی را نقطه‌ی عزیمت همه انقلاب‌ها و شورش‌های مردمی بدانیم – که به یقین چنین است – تبعیض و بی‌عدالتی نقطه شروع انحراف از آرمان هر انقلابی نیز به شمار می‌آید. اختلاف طبقاتی، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی هر انسانی را به خشم می‌آورد و روح‌اش را می‌آزارد.

کتاب: قلعه حیوانات
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: زهره شیشه‌چی​​​

دست

«دَست»، نشان انسان‌بودن است و با آن تمام جنایات و اعمال زشت‌شان را انجام می‌دهند.

کتاب: قلعه حیوانات
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: زهره شیشه‌چی​​​

بشر

بشر تنها دشمن واقعی‌مان است که باید آن را ریشه‌کَن و از صحنه دور کنیم و گرسنگی و بیگاری را تا ابد بسوزانیم. این بشر تنها مخلوقی است که بدون هیچ تولیدی، فقط مصرف می‌کند، نه شیر دارد و نه تخم می‌کند.

کتاب: قلعه حیوانات
نویسنده: جورج اورول
ترجمه: زهره شیشه‌چی​​